أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

164

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

ايشان نبوذ . و درين نماز خلاف كرده‌اند . بعضى گفته‌اند : نماز پسين است . سدّى گويذ : مراد نماز اهل دين و ملّت ايشانست ، زيرا كى كافران نماز نكنند ، پس ايشانرا سوگند دهيذ . « فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ » اگر در شك افتيذ به خدا ايشانرا سوگند دهيذ « لا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَناً » يعنى : به خدا سوگند بدروغ ياذ نكنيم بعوض چيزى كى ( 343 ) بستانيم يا حقّى را جحود نماييم ، « وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى » و اگر اينك سوگند ياذ مىكنذ از خويشان ما بوذ . « وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَّهِ » و گواهى خذا پنهان نداريم . شعبى « شهادة » منوّن 1793 خوانده است و « اللّه » بكسرها باتّصال يعنى : و اللّه - بطريق قسم ؛ و ابو جعفر « شهادة » منوّن خوانده است ، « اللّه » بقطع الف و كسرها بمعنى : و لا نكتم شهادة للّه ، يعنى : براء خذاى - تعالى - گواهى پنهان نداريم ؛ و وجهى ديگر : بر « شهادة » سخن تمام شذ ، پس بطريق تيمّن ابتدا كرد ب « اللّه » ، اى : و اللّه ؛ و يعقوب 1794 « شهادة » منوّن خوانده است و اللّه باستفهام و كسرها ، و استفهام را عوض نهاذ از حرف قسم ؛ و بعضى « شهادة » بتنوين خوانده‌اند و اللّه بنصبها ، يعنى : و لا نكتم اللّه شهادة انّا ان فعلنا ذلك ، اگر ما اين خيانت كرده‌ايم . « إِذاً لَمِنَ الْآثِمِينَ » 1795 از جمله گناه‌كارانيم . چون اين آيت منزل شذ ، رسول - صلّى اللّه عليه و آله - بعد از فراغ نماز پسين عدى و تميم را بخواند و بر منبر رفت و خذايرا ثنا گفت ، بعد از آن ايشانرا سوگند داذ كى در أمانتي كى بديل بايشان داذ هيچ خيانت نكردند و حق او تمام ( 344 ) باهل وى رسانيذند ؛ ايشان برين منوال سوگند ياذ كردند ؛ پس رسول دست از ايشان بداشت ؛ ايشان آن را پنهان مىداشتند تا مدّتى دراز بر آن برآمذ ؛ بعد از آن انا ظاهر شذ ، و در كيفيّت ظهور آن خلاف كرده‌اند . سعيد جبير از عبد اللّه عبّاس روايت كنذ كى آن انا در مكّه بيافتند . گفتند : ما از عدى و تميم خريذيم . بعضى ديگر گفتند : چون مدتى مديد بران بگذشت انا ظاهر شذ ، اين ماجرا به بنى سهم رسيذ ، بنى سهم نزد عدى و تميم آمذند و از ظهور انا ايشانرا خبر داذند . ايشان گفتند : ما اين انا از بديل خريذيم . بنى سهم گفتند : نه شما گفتيذ كى بديل از متاع هيچ نفروخت ؟ ايشان گفتند : ما از اقامت بيّنت عاجز بوذيم ، از اقرار بر بيع و شرى كراهيت داشتيم ، ازين جهت پنهان كرديم . مرافعه به خدمت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - آوردند . خذاى - تعالى - آيت فرستاذ : « فَإِنْ عُثِرَ » اى اطّلع و ظهر ، يعنى : چون ظاهر شذ ؛